خانه / مطالب آموزشی / ارتباطات بین فردی / ده ارتباط بی سرانجام 2

ده ارتباط بی سرانجام 2

در ادامه موارد گفته شده، به تعدادی عوامل دیگر اشاره می کنیم:

6-به دلیل چند ویژگی خاص شیفته فرد مقابل شده اید.

چشمان آبی، موهای سحرانگیز، گیتار زدن و … گاهی باعث می شود تا ما وارد یک ارتباط شویم و آن را به همین دلایل ادامه دهیم. یک استعداد خاص یا یک ویژگی فوق العاده گاهی ما را افسون می کند و نمی توانیم به دیگر ویژگی های آن فرد بپردازیم.این روابط معمولا دوام چندانی ندارد.زندگی مشترک مطمئنا به چیزی بیشتر از یک ویژگی نیاز دارد.هرگاه شیفته فردی با ویژگی های خاصی شدید، از خود بپرسید اگر این فرد آن ویژگی (رنگ چشم، صدای زیبا، حالت چهره و …) را نداشت، آیا همچنان برای شما جذاب بود و می خواستید با او ازدواج کنید؟

7-فقط در یک مورد با هم تفاهم دارید.

این نوع رابطه می تواند بسیار فریب دهنده باشد.مخصوصا هنگامی که همان زمینه ای که در آن تفاهم دارید، برای شما اهمیت زیادی داشته باشد و به راحتی آن را با پیوند عاشقانه و قوی اشتباه بگیرید. به عنوان مثال:

هر دو نفر عضو یک گروه کوهنوردی هستند و به کوهنوردی عشق می ورزند اما در سایر زمینه ها هیچ تفاهمی با هم ندارند. در این نوع از ارتباط بیشتر در موارد زیر رخ می دهد:

با فرد مقابل در شرایط غیرمعمول و متفاوت با شرایط معمول زندگی آشنا شده باشید.

با فرد مقابل هنگام یک فعالیت مشترک آشنا شده باشید .

لازم به ذکر است که آشنا شدن در این شرایط لزوما به این معنی نیست که در سایر زمینه ها تفاهم وجود نداشته باشد.بلکه چه بسا از تفاهم زیادی هم برخوردار باشند اما بسیار اتفاق می افتد که در چنین شرایطی که تسهیل کننده عشق است، افراد عاشق می شوند و از تفاهم چندانی هم برخوردار نیستند. وجود تفاهم بین آنها نیاز به بررسی و تعمق و شناخت بیشتری دارد. خطری که در این نوع رابطه وجود دارد، شیفتگی و جذابیت بیش از حد به آن زمینه مشترک است، به گونه ای که از توجه مابقی قسمت های یک رابطه باز می مانند. این بی توجهی افراد را درگیر کسی می کند که به طور معمول با او رابطه برقرار نمی کنند.

8-از روی لجاجت و سرکشی با خانواده، همسر خود را انتخاب کرده اید.

علائم زیر می تواند نشان دهنده این نوع ارتباط باشد:

پدر و مادر شما همیشه بر روی اهمیت پول و شهرت تاکید خاص ورزیدند اما شما همواره افراد بی پول و ورشکسته را انتخاب می کنید.

در خانواده ای مذهبی بزرگ شده اید اما تمام کسانی که انتخاب می کنید بی بند و بار و لاقید هستند.

برخی مردم همسر خود را نه بر اساس اینکه چه کسی برای آنها مناسب است، بلکه بر این اساس که چه کسی برای خانواده آنها مناسب نیست، انتخاب می کنند.این مسئله می تواند به دلایل زیر باشد:

عصبانیت زیادی نسبت به یکی از والدین یا هر دو والد در خود احساس می کنید.

والدین شما بسیار کنترل کننده بوده اند و اکنون شما می خواهید از قید و کنترل آنها فرار کنید.

این نوع ارتباط هر چند باعث می شود که خشم فرد نسبت به خانواده تخلیه شود اما باعث نخواهد شد که همسران رابطه مناسبی با یکدیگر داشته باشند.

9-همسر خود را به عنوان عکس العملی در قبال نامزد قبلی خود انتخاب کرده اید.

رابطه را با کسی به هم می زنید و سپس به دنبال شخصی می گردید که نتنها متفاوت باشد، بلکه در تضاد کامل با او باشد یا به عبارت دیگر نقطه مقابل او باشد.مثلا:

انتخاب قبلی فردی بی پول و بی قابلیت بود و شخصیتی غیر رقابتی داشت، در انتخاب جدید به دنبال فردی پولدار، لایق و مقاوم هستید.

انتخاب قبلی فردی مستقل و اهل عمل بود اما در انتخاب جدید به دنبال فردی وابسته و احساساتی هستید.

مسئله این نیست که نباید به دنبال ویژگی هایی باشیم که فرد قبلی فاقد آن بوده بلکه این امری طبیعی است که اولویت های ذهنی ما به هنگام انتخاب همسر مواردی باشد که در نامزد یا همسر قبلی خود ندیده ایم و از نبود آنها احساس نارضایتی کردیم. اشتباه در این است که چشم خود را بر روی سایر ویژگی های مهمی که می باید در یک فرد به دنبال آن باشیم، ببندیم و فقط به دنبال آن ویژگی هایی باشیم که در رابطه قبلی وجود نداشت.

10-با کسی رابطه برقرار می کنید که با یک نفر دیگر است.

اولین توقع و انتظاری که از همسر آینده می رود این است در رابطه با کسی نباشد.ما با کسی می توانیم رابطه داشته باشیم که منعی برای ازدواج با ما نداشته باشد، با هیچکس دیگری نباشد، متاهل نباشد، و با کسی رابطه جنسی نداشته باشد.معمولا این گونه افراد:

با کسی هستند اما قول می دهند که به زودی او را ترک خواهند کرد.

با کسی هستند اما می گویند که او را دوست ندارند.

با کسی هستند اما می گویند دیگر با او رابطه جنسی ندارند.

با کسی هستند اما می گویند فقط بخاطر بچه ها با او زندگی می کند.

کسانی مستعد ورود به چنین روابطی هستند که موارد زیر در زندگی آنها وجود داشته باشد:

در کودکی احساس ترک شدگی کرده باشد: با تکرار این الگو در بزرگسالی ، احساسات زمان کودکی را بازتولید می کنند.

اعتماد به نفس پایینی دارند: فردی که اعتماد به نفس پایینی دارد ممکن است احساس کند که استحقاق اینکه وارد یک رابطه تمام عیار شود را ندارد بنابراین تن به ارتباط با فردی می دهد که با یک نفر دیگر است.

افرادی که ترس از صمیمیت دارند: رابطه با فردی که با یک نفر دیگر است، راهی است برای دوری از صمیمیت.اگر فردی در کودکی مورد آزار جسمانی، عاطفی یا جنسی قرار گرفته باشد و یا به هر دلیل دیگری از صمیمیت و رابطه صمیمانه وحشت داشته باشد ممکن است وارد اینگونه روابط شود تا از صمیمیت کامل پرهیز کند.

گردآورنده: معصومه مدانلو (کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی)

مطلب پیشنهادی

کلید تربیت موثر:برابری و احترام متقابل

آموزش قدم به قدم برای تربیت موثر نوجوان ها روشی است که باید جایگزین روش …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *