اضطراب

اضطراب ترس است،ادراک و پریشانی است، ناراحتی است که وقتی می بینیم امنیت فردیمان به نوعی مورد تهدید قرار گرفته، آن را احساس می کنیم.احساس اضطراب یک نشانه است: یعنی مشکلی باید حل شود،چیزی درست نیست، برای رسیدن به آرامش روانی باید کاری انجام دهیم.از آنجا که اضطراب چنین احساس دردناکی است، درنتیجه ما سعی می کنیم از آن پرهیز کنیم،آن را به روی خودمان نیاوریم، از آن فرار کنیم و انکارش نماییم.اما این راه ها سبب تسکین موقتی می شوند و در واقع چندان موثر نیستند و احساس اضطراب فرو نمی نشیند.در حقیقت تا زمانی که ما نتوانیم با آن احساسات رو به رو شویم و به طور موثری با آن برخورد کنیم، این احساسات از بین نمی روند.علاوه بر این، احساساتی که در اضطراب در هم آمیخته اند، نمود های بدنی هم دارند مثل کف دست عرق کرده، لرزش دست، دلشوره، تپش قلب، خشکی دهان و … .

اما به جای اینکه اضطراب با نمودهای بدنی اش، کارکرد شما را مختل کند و از شما سلب صلاحیت کند، می توانید آن را به عنوان موقعیتی برای رشد مبدل سازید. ممکن است وقتی احساس اضطراب می کنید، بتوانید به طور خوشایندی هیجان زده شوید؛ چرا که میتوانید اضطراب را نشانه ای برای حرکت به سطحی جدید و رشد بدانید. اما برای اینکه از اضطراب به عنوان یک موقعیت مناسب برای رشد مثبت استفاده کنید باید سه قدم را طی کنید:

قدم اول: اضطراب را تشخیص داده و بپذیرید

اضطراب یک نوع هیجان است و امکان رشد را برای شما فراهم می کند.پس به جای فرار ، آن را بپذیرید.

قدم دوم: تصمیم بگیرید برای حل مسئله ای که برانگیزنده اضطراب است، دست به عمل بزنید.

در مورد راه های سازنده ای که از طریق آنها می توان با اضطراب رو به رو شد، فکر کنید. تصمیم بگیرید که خطر کنید و تا مقصد، ایستادگی کنید. چون اگر به صورتی مسئولانه و موثر دست به عمل نزنید در دراز مدت خطر بزرگتری شما را تهدید می کند.چرا که تصمیم به عمل نکردن، به قیمت احساس بی ارزش و پوچی خودتان تمام می شود که بدتر است.

قدم سوم: برای حل مشکل اقدام کنید

تنها فکر کردن و تصمیم گیری در مورد آن کافی نیست، این را بدانید که اگر کاری بکنید چه احساس خوبی خواهید داشت. با عمل و اقدام کردن، قدرت و جرات بیشتری می یابید. آن وقت انگیزه رو به رو شدن و گذشتن از دیگر وضعیت های اضطراب زا را به دست خواهید آورد.

اضطراب در حوزه های بین فردی و روابط با دیگران هم وجود دارد.بیشتر هیجانات و اضطرابات ما در نتیجه دوگانگی بین طرز رفتاری که می خواهیم داشته باشیم و آنچه دیگران از ما انتظار دارند داشته باشیم، به وجود می آید.احساس می کنیم اگر با انتظارات آنها سازش کنیم، به قبول آنها می رسیم و اگر این کار را نکنیم مورد قبول دیگران نخواهیم بود. در واقع ترس های ما از عدم پذیرش توسط دیگران، بی اساس است. چون وقتی جرات کنیم و حرف دلمان را بزنیم و از طریق خودمان عمل کنیم، خیلی از مردم بیشتر ما را تحسین می کنند و به مااحترام می گذارند،بیشتر با ما ارتباط برقرار می کنند و حتی ممکن است دیگران، جرات خطرکردن و پیشروی ما را تحسین، و کم کم خودشان راه های ما را بیاموزند.

درجه بندی اضطراب

درجه بندی اضراب اولین قدم در برخورد با اضطراب است که باید نوعی درجه بندی بر اساس اهمیت از وضعیت های اضطراب زا در زندگی خودتان را درست کنید. فهرستی از ده وضعیت زندگیتان که معمولا در آنها به دلیل اضطراب زا بودنشان درست عمل نمی کنید.به طوری که وضعیتی که کمترین اضطراب را برای شما ایجاد می کند در شماره 1، و وضعیتی که بیشترین اضطراب را به وجود می آورد در شماره 10 قرار دهید.

این درجه بندی شما را قادر می سازد که با وضعیتی شروع و اقدام کنید که برایتان کمترین احساس خطر را دارد و بعد از اینکه با موفقیت با اولین وضعیت رو به رو شدید، می توانید به سطوح بالاتر صعود کنید.

کاهش اضطراب

گاهی سطح اضطراب آنقدر بالاست که هرگونه عملکردی برایتان غیرممکن است.حقیقت این است که می توان از شدت اضطراب کاست و آن را به سطحی رساند که به ما اجازه دهد، بتوانیم حرف دلمان را بزنیم و به نیاز های مهممان برسیم. هدف ما از میان بردن کلی اضطراب نیست چون هم غیر ممکن است و هم مطلوب نیست. مقدار معینی هیجان و اضطراب، همان چیزی است که به انگیزه کافی برای آموختن، طرح ریزی و دستاورد های دیگر را می دهد. در نتیجه چیزی که می خواهیم تحت کنترل در آوریم هیجانات و اضطرابات ضد سازندگی است تا بتوانیم بر خودمان کنترل بیشتری داشته باشیم. لازمه کاهش موثر اضطراب طی کردن سه مرحله اساسی است: آمادگی، تمرین، وارهیدن.

مرحله اول: آمادگی

با توجه به فهرست درجه بندی اضطراب ممکن است متوجه بشین که بسیاری از وضعیت های اضطراب زای فهرست شما، به دلیل عدم آمادگی قبلی شما بوده است.بسیاری از ما،ممکن است احساس ترسی را که در برخورد با وضعیت ها و محیط های ناشناخته یا آدم هایی که برای اولین بار ملاقات می کنیم، برایمان پیش آمده باشد را تجربه کرده باشیم. لازمه آمادگی این است که قدری به نتایج ممکن عملتان فکر کنید و نتایج مثبت و منفی را پیش بینی کنید.وقتی با یک مشکل بزرگ و پیچیده رو به رو شدید، خوب است که آن را به بخش های کوچکتر و قابل انجام، تقسیم کنید.آماده کردن خودتان برای پیشایند های آینده به شما اجازه می دهد بر آن چیزهایی که برایتان مهم است کنترل داشته باشید و نگذارید زندگیتان تحت کنترل دیگران قرار بگیرد.

مرحله دوم: تمرین

در تمام زندگی ما دائما مهارت های تازه ای بدست می آوریم.اما لازمه استادی در این مهارت ها، انجام مقدار معینی تمرن است.ما همین اصل را در مورد آموختن روابط بین فردی هم می توانیم به کار ببریم.ایجاد ارتباط عمل پیچیده ای است و لازمه آن، مهارت و توازن است که تمرین می طلبد.

تمرین کردن قدم بعد از آمادگی است.موفقیتی است که می توان یک رویکرد از قبل برنامه ریزی شده را پیش از وقوع بررسی کرد نه بعد از آن.مثلا شما می توانید تمرین ایجاد ارتباط را در سطوح مختلف انجام دهید: از چند دقیقه صحبت کردن جلو آینه تا تمرین اجرای نقش به همراه دیگران.

مرحله سوم: وارهیدن

از آنجا که اضطراب تنها حالتی ذهنی نبوده بلکه نوعی وضعیت روانی است و می توان با توجه به علائم بدنی که معمولا با نگرانی و تنش همراه است با آن رو به رو شد.تظاهرات بدنی اضطراب را می توان تا حد زیادی از طریق رها ساختن ماهیجه ها از فشار برطرف کرد که می توان با استفاده از تنفس عمیق و ریلکسیشن و اعمال دیگر این کار را انجام داد.

 

گرداورنده: معصومه مدانلو( کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی)

مطلب پیشنهادی

مصرف مواد مخدر در نوجوانان

امروزه مصرف مواد مخدر شایع و تقریبا به همه طبقات اجتماعی و سنین نوجوانی سرایت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *